گرته برداري



برداشت و كپي طرح


گربه رو


كانال هاي تعبيه شده در كف بنا كه با جريان هوا رطوبت كف را دفع مي كند، كانال هاي كف حمام كه با عبور هواي گرم باعث گرمي حمام و كف حمام مي شود، اندازه اي در ابعاد تنبوشه ، اصطلاحاً به قطري اطلاق مي شود كه عبور گربه از آن ممكن باشد.


كوفي


يكي از خطوط زيباي عربي كه به واسطه سهولت قرائت و انعطاف پذيري و نوعي قداست در كتيبه نويسي كاربرد زيادي پيدا كرده است.


كوچه باغ                                                 


راه ميان باغ ، كوچه اي كه دو سوي آن باغ باشد ، كوچه اي كه به باغي راه داشته باشد و يا از كنار باغي بگذرد، معابري كه معمولاً بين بعضي از باغ هاي درون شهري (يا برون شهري) براي عبور از ميان آنها يا دسترسي به آنها يا ساير فضاهاي شهري و برون شهري ساخته مي شود.



كوچه آشتي كنان


اصطلاحاً كوچه يا معبري است بسيار تنگ چنان كه عبور دو نفر از ميان آن جز با تماس بين آنها ميسر نباشد.


كوبه


Knob، آويزي بر در جهت دق الباب ، دَركوب ، چكش و حلقه اي كه به در مي آويزند و با به صدا در آوردن آن مي توان صاحبخانه را خبر كرد. كوبه در دو نوع مردانه و زنانه نصب مي شود به اين شكل كه كوبه مخصوص زنان حلقوي و با صداي زير و كوبه مردان سنگين تر و بم صداتر است.



كرسي خانه


اتاقي معمولاً بدون پنجره و پشت اتاق زمستان نشين كه چاله كرسي داشته باشد ؛ اتاق و فضا و يا جايي كه براي مقابله با رطوبت كف ، كرسي چيني شده باشد.


كاس


مقعر، فرورفتگي سطح و يا بر كار


غرسي


فضا و تونلي در زير خاك كه تمام اجزاي آن حتي تاقچه ها فقط با كندن خاك و بدون مصالح چيني ساخته شده است.


طاق                                                                                                                              


تاق، سقف منحني، سقف قوسي شكل، پوشش انحناداري كه بين دو ديواره موازي اجرا مي شود و از نظر شكل حاصل حركت يك قوس در امتداد خطي عمود بر سطح قوس مي باشد. سطح تاق به عكس سطح گنبد در تئوري قابل گسترش است. تاق ها براي پوشش دهانه هاي كم عمق يعني دهانه هايي كه عمق آنها كمتر از عرض دهانه تاق است نظير درگاه ها (در و پنجره) ، لنگه تاق ها، بين جرزها و يا روي ستون ها و براي پوشش تاق و چشمه و شبستان ها به كار برده مي شود؛ سطح محصور مابين دو ديوار باربر يا حداقل چهار ستون باربر ؛ گاهي از واژه تاق به معناي عام سقف و پوشش استفاده مي شود؛ از واحدهاي اندازه گيري زماني آب.



صندوقه


فضاهاي مجوف و توخالي ، ساخت دو لايه ديوار به منظور ايجاد جريان هوا و دفع رطوبت ، اجراي ديوار باريك و غير باربر در جلوي ديوار اصلي به منظور پوشاندن و  مخفي كردن ضايعات رطوبت و يا دفع آن از طريق جريان هوا، حفره هايي كه در داخل ديوار و با قرار دادن آجر مي سازند. ايجاد فضاهاي توخالي در ميان تاق ها و سقف هاي منحني به منظور سبك كردن و يا شيب بندي و تخت كردن پوشش به شيوه هاي مختلف، فضاي خالي بالاي نعل درگاه ها كه براي كاهش بار وارد بر نعل درگاه ايجاد مي شود.


شب بند


در و دروازه اي كه براي حفاظت از خانه و كوچه و بازار و مانند آن به هنگام شب بسته مي شود ، از اجزاي در و دروازه ، كلون دندانه داري كه شب هنگام پشت در مي اندازند.



 


شاخص



ساعت آفتابي، ميله فلزي يا چوبي مدرجي كه در نقشه برداري به كار مي برند و براي اندازه گرفتن زوايا جهت تراز را به سمت آن متوجه مي سازند؛ علامت ثابتي كه جهت ياب مساحي را براي گرفتن جهت به سمت آن متوجه سازند.



  سكو


سكوب، صُفّه ، بلندي هاي كنار ساختمان ، سطحي يكنواخت بلندتر از زمين اطراف، دو پله در دو  سوي پيش تاق و ورودي براي نشستن در جلوي يك بنا به هنگام انتظار يا براي رفع خستگي.



 

سقف كاذب



سقف دوم داخلي، سقف غير اصلي داخلي كه در ارتفاع كمتري نسبت به سقف اصلي اجرا مي شود. هدف از اجراي سقف كاذب معمولاً كم كردن ارتفاع سقف ، اتصال تزئينات ، كاهش تبادل حرارتي، پوشاندن سازه سقف اصلي و ... است.


سرا


سراي، خانه ، خانه بزرگ ، تجارتخانه، تيمچه، كاروانسرايي در بازار كه براي امور تجاري به كار مي رود. مسافرخانه ، پسوندي به معناي جا و مكان مثل كاروانسرا و مهمانسرا.



ستون


Column، عنصر باربر با مقاطع دايره، مربع، چند ضلعي و ... كه بار سقف يا ايوان را به زمين منتقل مي كند ؛ جرز و عنصر باربر استوانه اي شكل از آجر و خشت و قطعات سنگ كه سقف و اجزاء بنا را نگه مي دارد؛ پايه سنگي و يا چوبي كه در زير بنا مي سازند.



سازو


ليفه خرما، طناب باريك، اگر پوشش تزئيني داخل گنبد منفصل باشد، گاهي همه قسمت هاي آن به طور آويزان ساخته مي شود كه در اين صورت گره ها را به وسيله طناب مويي به نام «سازو» به آجركاري سقف اولي آويخته و متصل نموده و به اين صورت از حركت و احتمال ريزش آن به علت ظرافت زياد جلوگيري مي نمايد.



ساباط


سابات، سرسایه، سایه‌بان، بناهایی که به منظور آسودن در داخل یا خارج شهر به پا می‌شود، بنای سرپوشیده کوچک در جاده‌های بیرون شهری، کوچه و گذر سرپوشیده، سقف میان دو دیوار که زیر آن محل عبور باشد، دالان مسقف بین دو خانه که به عنوان معبر از آن استفاده می‌شود و سایه اندازه کوچه است و معمولاً طرفین آن تاق‌هایی وجود دارد، کوچه ای سرپوشیده که ساده‌ترین شکل آسایشگاه‌های کنار راه است، بخشی از فضای معبر که سرپوشیده و مسقف باشد، درگاه با پوشش قوسی، در گذرها گاهی ورودی چند خانه در زیر یکی از ساباط‌ها مجتمع شده و باعث افزایش حس همسایگی و همبستگی محلی می‌شود. * برگرفته از كتاب فرهنگ واژه هاي معماري سنتي ايران


زیر زمین


Basement، آنچه پایین‌تر از سطح زمین باشد؛ بنا و ساختمانی پایین تر از کف حیاط؛ سقف این بناها فقط به اندازه یک نورگیر و گاهی کمتر ، از کف اصلی بالاتر است و به خاطر حداقل تبادل حرارتی همواره در بناهای ایرانی مورد توجه خاص قرار می گیرند. * برگرفته از كتاب فرهنگ واژه هاي معماري سنتي ايران (سعيد فلاح فر)



زرّین فام


از انواع کاشی با لعابی که در آن از طلا و رنگ طلایی استفاده شده و جلایی زرّین دارد . این نوع کاشی بیشتر به شکل شش ضلعی و شمسه تهیه می شود. * برگرفته از كتاب فرهنگ واژه هاي معماري سنتي ايران





رَف


Shelf، تاقچه مرتفع، تاقچه بالا، تاقچه چند طبقه و كم عرض، فرورفتگي ها يا تاقچه هاي كوچكي كه در بالاي تاقچه هاي اصلي مي سازند و معمولاً داخل آنها را با گچ بري و آينه كاري و نقاشي تزئين مي كنند. گاهي نيز اشياء تزئيني در آن مي چينند. سكويي در پيش در خانه ها براي نشستن.


رسمي بندي


تقسيمات هندسي دور دار، از انواع سقف هاي تزئيني با شيوه اي از شبكه بندي و بافت ، قسمت بالاي كاربندي زير گنبد كه بر اثر تقاطع چند قوس به وجود مي آيد و بر روي ترنبه ها و پاباريك ها و در حد فاصل طرح هشت ضلعي و پايه مدور گنبد قرار دارد.


راسته


رون راسته، آجري كه از پهلو و درازا در نما كار شده باشد، هر يك از شاخه هاي فرعي بازار ، دالان بزرگ و اصلي بازار ، بخشي از بازار كه فعاليت تجاري مشترك دارند، مثل راسته زرگرها، راسته پارچه فروش ها و ...



فته راسته

خفته و راسته ، از انواع طرح هاي رگ چيني آجر .




خزينه


مخزن آب، قسمتي از گرمينه كه حوض هاي آب حمام در آن قرار دارد، حمامي كه در آن آب گرم و سرد شستشو از طريق حوض ها قابل دسترسي است، حوض آب حمام، فضاي بالاي تون حمام كه آب حمام در آنجا گرم مي شود، منبع آب گرم حمام، قسمتي از آب انبار كه معمولاً روي قاعده اي مدور بنا شده و پوشش آن را گنبدي بلند تشكيل مي دهد، مخزن آب انبار، عمق تورفتگي هاي ميان نقش و زمينه، شيار مادگي در چوب.



 

حياط خلوت


حياط اندروني، حياطي كه مستقيماً با فضاي خارج خانه ارتباط ندارد ، حياط كوچك و دور از دسترس كه اغلب براي نور گيري قسمتي از خانه طراحي مي شود، حياط كوچك پشت هشتي


جلوخان


Portal، فضايي وسيع و بزرگ در جلوي پيش تاق و ورودي بعضي از بناهاي بزرگ و مهم مثل مساجد كه باعث شاخص شدن بنا و القاي شكوه و عظمت ورودي مي شود . ممكن است دكان ها و فضاهاي خدماتي ديگري نيز در اطراف جلوخان ساخته شود؛ فضاي مادي محصور يا نيمه محصور و گاهي محدوده معنوي جلوي ورودي مساجد كه در واقع حريم ورودي است.


تمبوشه


تنبوشه، لوله سفالي ، لوله اي كه با باريك تر شدن قسمتي از سر آن امكان اتصال تعدادي از آنها به صورت نر و مادگي ممكن مي شود.



پاشير


محل شير آب آب انبار، پايين ترين قسمت راه پله آب انبار كه به آب مي رسد ، گودال پاي شير آب انبار.



بقعه


پاره اي از زمين ممتاز از زمين هاي اطراف، قلعه اي از زمين، عمارت ، خانقاه، مقام، بناي مذهبي كه معمولاً زيارتگاه است، مرقد و مزار يك شخصيت مذهبي و علمي و گاهي كشوري ، بناي اصلي مرقد امامزاده، معمولاً از نظر معماري به گونه و يا شيوه اي خاص دلالت نمي كند. بقعه شيخ پيربكراندر لنجان اصفهان.